وب‌نوشته‌هاي داریوش درویشی
 احسان نراقی درگذشت
خبر، کوتاه بود و تکان دهنده. شوربختانه، خبر درگذشت آنان که دوست‌شان داریم، حتی وقتی انتظار خبر فوت‌شان را می‌کشیم، تکان دهنده و ناگوار است. وفات دکتر نراقی، امروز صبح و در منزل شخصی‌اش رخ داد. فراموش نمی‌کنم نخستین روزی را که به دیدار دکتر نراقی رفتم. من و یکی از نزدیک‌ترین دوستانم سهیل، ...


برچسب‌ها: نراقی, احسان نراقی, دکتر نراقی, مصطفی معین
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در دوازدهم آذر 1391  |
 منطق علوم اجتماعی

منطق علوم اجتماعی

كارل ريموند پوپر

يادداشت

در 1961، همایشی در شهر توبینگن آلمان برگزار شد که عرصه‌ی انتقاد متقابل پوپر و آدورنو قرار گرفت. متن حاضر، ترجمه‌ی نخستین سخنرانی در آن همایش است که در ادامه، با سخنرانی انتقادی پروفسور ثئودور آدورنو همراه شد. این دو مناظره، همراه با مجموعه‌ی مباحثاتی که در ادامه برانگیختند، در سال 1969 توسط آدورنو همراه با مقدمه‌ای از خود او با عنوان «جنجال (مشاجره) پوزیتیویسم در جامعه شناسی آلمان» منتشر شد. متن اصلی مقاله، به زبان آلمانی است،(1) اما ترجمه‌ي انگلیسی آن نيز در دست هست.(2) از اين مقاله، تا جايي كه بنده اطلاع دارم، دو ترجمه به زبان فارسي در دست هست. نخستين نسخه،...

برچسب‌ها: پوپر, جامعه شناسی, علوم اجتماعی, منطق, آدورنو, سقراط, ماکس وبر, فرانکفورت
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و دوم مرداد 1391  |
 فقر سودانگاری (بخش دوم): فقر روشي

يك نظام فلسفي كه متصدي پاسخگويي به پرسش‌هاي اخلاقي نيز مي‌شود، در حوزه‌هاي مختلفي به تحليل مي‌پردازد؛ حوزه‌هايي همچون اخلاق كاربردي، معيار سنجش عمل اخلاقاً خوب، و حوزه‌هاي ديگري كه فهرست كردن آنها به درازا مي‌كشد. اما يكي از مهم‌ترين آنها، فرااخلاق است. آيا سودانگاري مي‌تواند با پرسش‌هاي فرااخلاقي مواجه شده و به آنها پاسخ گويد؟...


برچسب‌ها: سودانگاری, اصالت فایده, جان استوارت میل, اخلاق, فلسفه اخلاق, فرااخلاق
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیستم اردیبهشت 1391  |
 فقر سودانگاری (بخش نخست): بسترهاي تاريخي گل‌آلود

(1)

نگارش اين متن، به گفتگوي انتقادي برمي‌گردد كه بين من و سهيل درگرفت؛ و اين گفتگو ناشي از اين واقعيت بود كه به هيچ روي نمي‌توانم با نظريه‌ي اخلاقي سودانگاري Utilitarianism موافقتي داشته باشم. خواهم كوشيد در اين متن، به اختصار استدلال‌هاي خود را صورت‌بندي نمايم تا امكان بررسي و احتمالاً نقادي آنها افزايش يابد. براي پرهيز از پرگويي و تفصيل، از تشريح آموزه‌ي سودانگاري و تاريخ آن درمي‌گذرم و تنها به آن اندازه كه به كار اين بحث بيايد، جابه‌جا به آن اشاره‌اي خواهم داشت.

بهتر است اين انتقادات در چند پست مطرح شود، و خواهم كوشيد ...  


برچسب‌ها: علوم انساني, سودانگاري, فایده گرایی, هيوم, میل, افلاطون, مور, ويتگنشتاين
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و هشتم اسفند 1389  |
 گريز از فاجعه؛ موسيقي ايران به كجا مي‌رود

 

1. طغيان عليه معنا؛

(1) دستا بالا، دستا بالا، گوگوليم               تو حال و هوليم، همگي شنگوليم

معناي بيت بالا، دقيقاً چيست؟ به عبارت ديگر، اگر من يكي از حروف اين بيت را برداشته و حرف ديگري را به جاي آن بگذارم، آيا فاجعه‌اي براي معنا و محتواي بيت رخ خواهد داد؟ براي نمونه، حرف «م» را برمي‌داريم و مثلاً از «ظ» استفاده مي‌كنيم. با قاطعيت مي‌توان گفت اتفاقي براي معنا نمي‌افتد: آنچه از همان ابتدا بي‌معنا بوده، به شكلي صوري تغيير يافته و هنوز بي‌معناست. چنين ترانه‌هايي، انسان را به ياد روح طغيان‌گر ...
برچسب‌ها: موسیقی, جنون, آرش
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و هفتم مهر 1389  |
 به كاهدان زده‌اي بنده‌ي خدا!

يادش به خير. دوره‌ي دبيرستان، مقاله‌اي (تحقيقي) درباره‌ي آرمانشهرگرايي براي دبيرم نوشتم كه الآن جرأت نگاه كردن به آن را ندارم؛ چون اغلاط زيادي داشت؛ به هر حال، بچه دبيرستاني بوديم ديگر. بعداً، آن را براي يك نشريه‌ي دانشجويي فرستادم كه چاپش كردند. به خاطر آن مقاله‌ي مغلوط، آن قدر از من تمجيد شد كه متحير ماندم. حتي لوح تقدير هم به من دادند. به هر حال، فكر كردم يك چيزي، يك جايي چاپ كرديم و رفت پي كارش؛ ولي نه! ديروز يك اي‌ميل به دستم رسيد كه دوستي، مقاله‌ام را برايم فرستاده بود. خواستم از او تشكر كنم كه مقاله‌ام را تايپ كرده، و ابراز شرمندگي كنم كه آن مقاله را روزگاري خود من نوشته‌ام، كه ناگهان ديدم پايين آن لينك دسترسي‌اش را هم گذاشته است. بله؛ اين فقط يك كابوس نبود: انجمن تخصصی شهرسازی ایران آن مقاله‌ي من را كه نمي‌دانم از كجا به دست آورده، بدون ذكر نام مؤلف، در وب‌سايت خود قرار داده است. مقاله‌ي "آرمانشهر (Utopia) و آرمانشهرگرايي (Utopianism) چيست؟" در آن وب‌سايت قرار گرفته و حتي لينك نظرخواهي هم ندارد كه اعتراض كنم. به هر حال، اگر هم لينك نظرخواهي داشت، فقط مي‌خواستم بنويسم: به كاهدان زده‌اي بنده‌ي خدا!


برچسب‌ها: سرقت, مالکیت معنوی, حقوق معنوی
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و دوم شهریور 1389  |
 پس از پايان: چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند

دوست عزيزم اميرفيض، براي پست پيشين كامنتي نوشته است كه دقت نظر او را مي‌رساند. ابتدا متن كامنت را خواهم آورد و آنگاه به كوتاهي درباره‌ي آن سخن خواهم گفت. اميرفيض مي‌نويسد:

«یک خطا یا نتیجه‌گیری اشتباه باعث خدشه در مقاله‌ي شما شده: شما می‌گويید آب در 100 درجه می‌جوشد و طبیعت یکسان عمل می‌کند. ولی انسان یکسان عمل نمی‌کند. پس این‌که بگوییم انسان نیاز به غذا دارد، قابل تعمیم به همه‌ي انسان‌ها نیست. خوب، حتماً قبول دارید که آب هم در شرایط مشخص در 100 درجه می‌جوشد. اگر آن شرایط ـ که شامل عواملی از قبیل فشار و خلوص آب است ـ تغییر کند، ممکن است آب در 98 درجه یا 102 درجه بجوشد. حالا یک مثال در باب اقتصاد می‌زنم که جزء علوم انسانی است. مثلاً اگر عرضه‌ي کالای ایکس (با شیب کند) 20 درصد افزایش پیدا کند، قیمت 10 درصد کاهش پیدا می‌کند. اما این هم تبصره دارد: به شرط این که شرایط محیط را ثابت فرض کنیم! پس این قاعده یک فکت است، ولی تابع شرایطی است؛ مثل همان قاعده‌ي آب جوش ... در روان‌شناسی هم عین همین است. مشکل بشر، ثابت نگه داشتن متغیرهاست و این مسئله دلیلی بر ماورایی بودن انسان نیست! انسان پیچیده‌تر از طبیعت نیست، بلکه خودش زیرمجموعه‌ي طبیعت است...


برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, اقتصاد
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در هجدهم شهریور 1389  |
 بخش پاياني: چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند
دو پست پيشين، به شكلي روش‌شناسانه به بررسي مدعيات جامعه‌شناسي و روان‌شناسي پرداخت؛ اينك و در شماره‌ي آخر اين سلسله نوشته‌ها، لازم است جمع‌بندي نهايي از اين مطلب داشته باشم و در ضمن، درباره‌ي كامنت‌هاي دوستان عزيزم، بخصوص آقاي سيدحسيني به كوتاهي سخن بگويم. جمع‌بندي خود را در چند نكته خلاصه مي‌كنم...
برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, مارکسیسم
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در دوم مرداد 1389  |
 در تكميل؛ چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند

پست پيشين، گويا پست دغدغه‌انگيزي بود؛ برخي دوستان من كه در زمينه‌هاي جامعه‌شناسي و روان‌شناسي فعاليت دارند، در پيام‌هاي خصوصي يا در كامنت‌ها برخوردهايي به شيوه‌هاي مختلف داشتند. دوست عزيزم سيد حسيني نيز با دقت شايسته‌ي تحسيني به نقد نوشته‌ي وبلاگ پرداخت كه لازم مي‌دانم در پست جداگانه‌اي در آينده‌ي نزديك، به آن كامنت بپردازم. اما فعلاً در تكميل بحث ...


برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, پوپر, ابطال‌پذيري
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در نوزدهم تیر 1389  |
 چرا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي علم نيستند؟

جامعه‌شناسي و روان‌شناسي، از منظر فردي که از بيرون به هر دو نگاه مي‌کند، شبيه آن بخشي از علوم انساني هستند که شباهت به علوم تجربي و رياضي دارد؛ با آمار و ارقام دست به گريبان است و قوانين کلي صادر مي‌کند؛ اما، آيا تمام اين‌ها سبب مي‌شوند که اين دو رشته به علوم تجربي همانندي پيدا کنند؟ اين همان مسأله‌اي است که در اينجا مي‌خواهم به آن بپردازم.

قوانين کلي ما از کجا مي‌آيند؟ ما از کجا مي‌دانيم که آب در صد درجه به جوش مي‌آيد؟ از کجا به اين نتيجه رسيده‌ايم که گرفتار «عقده‌ي اوديپوس»(۱) هستيم؟ اصلاً آيا اين دو دانسته‌ي ما از يک جنس هستند و هر دو علمي محسوب مي‌شوند؟ اين اصل مطلبي است که مي‌خواهم در اينجا به آن برسم.

اين قانون کلي که ...


برچسب‌ها: جامعه‌شناسي, روان‌شناسي, علم, فلسفه علم, قانون علمی, علوم انسانی, عقده اوديپ, استقراي رياضي
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در پنجم تیر 1389  |
 پاسخ به يك نظر
 

...

|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در ششم تیر 1388  |
 نعل واروي تقلب

 

...

|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در یکم تیر 1388  |
 باختي مهندس! بد باختي

بلافاصله پس از باخت سنگین مهندس موسوی در مناظره تلویزیونی در برابر احمدی نژاد، یکی از طرفداران مهندس برای من اس ام اس زیر را ارسال کرد: پیروزی سبز ملت ایران بر امپراتوری دروغ مبارک باد!

من هم پاسخ نوشتم: واقعاً اعتماد به نفس احمدی نژادی لازم است که چنین باخت سنگینی را پیروزی لقب دهد!

اما هم‌اكنون، بحث من بيشتر روي اين نكته متمركز است كه احمدي‌نژاد چگونه موفق شد موسوي را اين گونه سنگين شكست دهد؟

...


برچسب‌ها: میر حسین موسوی, احمدی نژاد, کروبی, خاتمی, رضایی, انتخابات
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در پانزدهم خرداد 1388  |
 حرکت جالب کرباسچی

كرباسچي معاون اول كروبي شد. لابد مي‌گوييد: اين را كه در خبرگزاري‌ها ديده‌ايم. اما تمام ماجرا اين نيست. كرباسچي يك اي‌ميل نوشته و براي خيلي از ايرانيان فرستاده است. لابد مي‌گوييد: اين را كه در اي‌ميل خودمان ديديم...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در سوم خرداد 1388  |
 اسطوره‌ي ائتلاف

يكي از راه‌هاي منصرف كردن كسي از چيزي، اين است كه شايع كنيم آن كس از آن چيز منصرف شد. اين از آن قبيل شايعاتي است كه كم كم خود شايع‌كننده هم باورش مي‌شود. گهگاه شايعه‌ي كناره‌گيري كانديداهاي اصلاح‌طلب انتخابات رياست جمهوري دهم از صحنه منتشر شده و تكذيب مي‌گردد. اين روند دائمي پخش و تكذيب، ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در سی و یکم فروردین 1388  |
 نوستالژي بازنشسته

1) خروج خاتمي از صحنه، همه‌ي معادلات را به هم زد. حتي معادله‌ي آنهايي كه «يا من مي‌آيم، يا ميرحسين» را خيلي جدي گرفته بودند. خاتمي ناخواسته وارد انتخابات شد و وقتي ميرحسين آمد، از خدا خواسته از صحنه بيرون رفت. كساني كه شخصيت خاتمي را مي‌شناسند، به خوبي مي‌دانند كه او چيزي براي به دست آوردن ندارد. چيزي باقي نمانده كه بخواهد به دست بياورد.

2) جبهه‌ي اصلاحات، هم‌اكنون بر سر دوراهي ميرحسين ـ كروبي ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در نوزدهم فروردین 1388  |
 چگونه مي‌توان يك انتخابات را برد؟

1-) اين نوشته به هيچ وجه مقاله‌ي طنز نيست.

0) انتخابات، مي‌تواند به اين ترتيب برگزار شود كه چند نفر بر سر يك هدف با هم رقابت كنند. البته از آنجا كه انتخابات تعريف مشخصي ندارد، مي‌شود فقط يك نفر در آن حضور داشته باشد و بعد هم با افتخار فراوان، از وجود دموكراسي در كشور ابراز رضايت كرد: صدام حسين اين مدل را داشت. اما اگر ديگراني (حدود n نفر) هم در انتخابات حاضر باشند، چنان كه در كشور ما رايج است، سه راه براي بردن يك انتخابات وجود دارد؛

آ) خوب نشان دادن كانديدا؛

ب) بد نشان دادن بقيه؛

پ) انتخاب شدن از ميان يك نفر.

 

آ) خوب نشان دادن كانديدا؛

1) اگر كانديداي ما داراي تريبون‌هاي متعدد و تأثيرگذاري باشد، و اين تريبون‌ها مشغول تبليغ دائمي براي وي باشند،


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در نوزدهم اسفند 1387  |
 چرا میرحسین نه؟

کم کم کار انتخابات دارد به جاهای باریک می کشد. حضور خاتمی جدی تر شده، حضور کروبی هم که از چندماه قبل جدی بود، و تقریبا همه می دانند که کروبی به نفع خاتمی کنار نمی رود. به این ترتیب، یک شکاف بزرگ و دائمی بین دو گروه «اصلاح طلبان معتدل» و «اصلاح طلبان پیشرو» ایجاد خواهد شد؛ شکافی که ـ به دلیل بی اعتمادی نظام به گروهی از اصلاح طلبان ـ می تواند حتی تا حذف دائمی اصلاح طلبان پیشرو و تبدیل آنها به گروهی غیرقانونی مانند نهضت آزادی گسترش پیدا کند. در این حال، تنها یک راه برای ائتلاف اصلاح طلبان باقی مانده است: میرحسین موسوی.

خاتمی چند هفته پیش اعلام کرد که در صورت حضور میرحسین، تکلیف از او ساقط است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در هفدهم بهمن 1387  |
 نبرد با آسیاب بادی

۰) نبودم. آخرین پست من برای این بلاگ و برای بلاگ "مزخرف نامه" مسبوق به سوابق باستانی است. مثل ... دارم برای کنکور کارشناسی ارشد می خوانم. ان شاء الله تا اسفند سر کسی را درد نمی آورم. نشسته ام با یک مشت کتاب مفت نیرز.

1)ما نمي‌توانيم با هفت‌تير زنگ‌زده‌ي فلسفه‌ي پوسيده‌ي اسلامي به جنگ تانك نيرومند فلسفه‌ي غرب برويم. اگر اين كار را انجام دهيم، هم هدف را بد شناخته‌ايم، هم اسلحه را بد برداشته‌ايم، هم سر خودمان را به باد داده‌ايم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در سیزدهم مهر 1386  |
 حجاب: حد شرعي، حد قانوني - گفتگو با آیت الله دکتر محسن کدیور

 

نخستين بار که دکتر کديور را در دانشگاه تربيت مدرس ملاقات کردم، اتاق بزرگي در طبقه‌ي فوقاني دانشده‌ي علوم انساني داشت. با يک تابلوي دهن‌پرکن: مدير گروه فلسفه. بار دوم، مدت کوتاهي پس از آن بود که مديريت ايشان به پايان رسيده و علاوه بر آن، به شکلي غيرقانوني از شرکت در تصميمات گروه منع شده بودند. آن روز به ما گفت که محروميت از شرکت در تصميمات گروه، احتمالاً به معناي اخراج قريب‌الوقوع وي خواهد بود. آخرين بار، زماني به ملاقات‌شان رفتيم که اتاق‌شان کنار اتاق آبدارچي دانشکده، و در پايين‌ترين طبقه بود. يادم نمي‌رود که گفت: اين جاي جديد يک حسن بزرگ دارد: آن هم اين که هر وقت بخواهم، مي‌توانم با دست به ديوار بزنم و آبدارچي برايم چاي بياورد. آن روز و آن اتاق گرم را که هيچ وسيله‌ي سرد کننده‌اي نداشت، به هيچ روي نمي‌توان از ياد برد. از دکتر درباره‌ي طرح بحث‌انگيز حجاب پرسيديم. پرسش و پاسخ‌مان را ترجيحاً به صورت گفتار تنظيم کردم، و خود دکتر هم نظر نهايي را روي آن داد. از شدت گرما مدام خودمان را باد مي‌زديم. پس از اتمام گفتگو،  وقتي خواستيم عکسي براي کار تهيه کنيم، دکتر کديور اجازه داد به همان حالت، يعني بدون عبا و عمامه عکس‌شان را بگيريم. مي‌گفت اين نخستين بار است که عکس ايشان به اين صورت در ايران به چاپ مي‌رسد. امروز صبح، در حالي اين سطور را مي‌نوشتم که خبر اخراج دکتر کديور از هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس به گوشم رسيد. چيزي که لااقل براي دکتر کديور، پيش‌بيني آن زياد سخت نبود.

 

    

   


برچسب‌ها: کدیور, گفتگو, حجاب, جمهوری اسلامی, منتظری
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و نهم خرداد 1386  |
 گذار از مدرنيته

1)     آيا هم اکنون در دوره ی پست مدرن هستيم؟ اين همان گزاره ای است که من قوياً منکرم. چيزی به اسم انديشه ی پست مدرن وجود ندارد. نه تنها وجود ندارد، بلکه امکان هم ندارد که زمانی به وجود بيايد. چرا؟

2)     بنيان انديشه ی مدرن بر پايه ی نقادی است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در پانزدهم اردیبهشت 1386  |
 . . .

1)      مگر بناست هر نوشته ای تيتر داشته باشد؟ جمع کنيد اين تفکرات سنتی را. خودمان را بيخودی بين يک دنيا چفت و بست و خط قرمز انداخته ايم، بدون اين که فايده ی دندان گيری داشته باشد.

2)      عزلت گزينی، پدر سياست ورزی را در می آورد. پيش تر اشاره کرده بودم که متافيزيسين ها به هيچ وجه نبايد سياست بورزند. چرا که سياست ... 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیستم فروردین 1386  |
 تفاوت نخبه ی فکری و نخبه ی اجرايي؛

1)      پيش تر در مقاله ای تحت عنوان «بنيان های انديشه ی سياسی در اسلام» اشاره کرده بودم که: اين حقيقتی است که زمانی که ما فردی را در زمينه ای صاحب نظر و صائب الرأی می بينيم، وی را در تمام زمينه ها رخصت صائب الرأی بودن می دهيم. کافی است که يک نفر آشپز خوبی باشد تا ما اجازه ی نوشتن تحليل جانانه ای درباره ی جام جهانی فوتبال را به او بدهيم.(1) اين يکی از مغالطه های مهم در ذهن ماست؛ خبرگی در يک زمينه، نزد ما به خبرگی در هر زمينه تعميم می يابد. کافی است يک نفر را در يک زمينه ذی حق و روشن انديش بدانيم، تا در هر زمينه ای او را مورد تأييد قرار بدهيم.

2)      اين موضوع را در مسأله ی انتخاب همسر و ...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و یکم اسفند 1385  |
 به ما چه که روشنفکر کیست؟

1)     تنها تقويم نبود که خرداد 1342 را نشان می داد. خون هم بود. با خون بود که می فهميدی الان نيمه ی خرداد 1342 است. اما ماجراهای ديگری هم در کار بود. ماجراهايي که زاييده ی همان روز کذايي بودند. همان روزها بود که طرحی در ذهن صاحب ذهنی افتاد، پا گرفت و به زودی زود سامان يافت و مهياي چاپ شد. کتابی بود با عنوان نا مأنوس «در خدمت و خيانت روشنفکران» با قلمی معروف؛ قلمی که «غربزدگی» را به تازگی چاپ کرده و با آن، صدايي در هر محفلی افکنده بود. با قلم جلال آل احمد.

2)     فصل اول اين کتاب، تفصيلی بود بر اين اجمال که: «روشنفکر کيست؟ ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیستم دی 1385  |
 رأی دادن،‌ وظيفه است نه حق!

1.   علم بهتر است يا ثروت؟ پرسش بيات معلم‌های انشا حالا آنقدر کهنه شده که مايه‌ي پوزخند است. اما من تحقيق نکرده‌ام که ببينم آيا هنوز هم اين موضوع کليشه‌ای انشا به بچه ها داده مي‌شود يا خير؟

2.   «علم بهتر از ثروت است» اين حرف تو نبود. مجبور بودی اين را بنويسي. چون معلم اين پاسخ را از تو مي‌خواست و نه پاسخ ديگري؛ در واقع تو ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط داریوش درویشی در بیست و یکم آذر 1385  |
 
 
بالا